سرود کریسمس
A Christmas Carol
نویسنده کتاب
چارلز دیکنز
ناشر کتاب
انتشارات مرکز
مترجم کتاب
فرزانه طاهری
ویژگی های سرود کریسمس
| کد کتاب : | 19181 |
|
مترجم : |
فرزانه طاهری |
|
شابک : |
978-9642132966 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
138 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1843 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
6 |
|
: |
5 آبان |
95,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سرود کریسمس
معرفی سرود کریسمس
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب سرود کریسمس
Generations of readers have been enchanted by Dickens’s A Christmas Carol.
نسل هایی متمادی از مخاطبین به واسطه ی سرود کریسمس دیکنز به وجد آمده اند.
Barnes & Noble
One of the most beloved works of 19th-century literature.
یکی از محبوب ترین آثار در ادبیات قرن نوزدهم.
Thoughtco
The most cheerful ghost story ever written.
شادی بخش ترین داستان ارواح در تمام تاریخ.
Amazon
خلاصه های کوتاه از کتاب سرود کریسمس
اسکروج از خوشحالی فریاد زد: «وای! این که علی بابائه. همون علی بابای درست کار پیر. آره، خودشه. یک روز کریسمس که این بچه رو اینجا تنها گذاشته بودند، علی بابا برای اولین بار درست با همین سر و وضع به سراغش اومد. پسر بچه ی بیچاره. اون دو تا هم که اونجا دارند می رند، ولنتاین و برادرش، اورسون، هستند که توی جنگل زندگی می کرد. اسم اونی که وقتی خواب بود با زیرشلواری، کنار دروازه ی دمشق گذاشتنش چی بود؟ نمی بینیش؟ این هم داماد سلطانه که عفریت اون رو سرنگون کرد، همونی که روی سرش ایستاده. حقشه. دلم خنک شد. اصلا چطور به خودش جرأت می داد با شاهزاده خانم ازدواج کنه؟»
وای! اما اسکروج خیلی خسیس بود. گناهکار پیری که خیلی حریص و طمع کار بود؛ مثل سنگ چخماق که هیچ فلزی با برخورد با آن جرقه ای تولید نمی کند، سخت و برنده بود. آدمی مرموز، تودار و منزوی بود. از سرمای درونش صورت پیرش یخ زده، بینی نوک تیزش بی حس، گونه هایش پرچین و چروک، راه رفتنش دشوار بود. موقع صحبت هم با صدایی خشن و حالتی زیرکانه حرف می زد. انگار شبنمی سرد روی سر، ابروها و چانه لاغرش را پوشانده بود. همیشه و همه جا این سرما را به همراه داشت؛ حتی چله تابستان هم دفترش سرد بود و کریسمس هم یک درجه گرم تر نمی شد.
اسکروج فریاد زد: «این هم طوطیه، با اون پرهای سبز و دم زردش. یک چیزی هم مثل کاهو بالای سرش سبز شده. اون هم رابین کروزوی بیچاره هست. وقتی از سفر به دور جزیره برگشت، طوطی بهش گفت: «رابین کروزوی بیچاره، کجا بودی؟» رابین کروزوی فکر می کرد داره خواب می بینه اما، خواب نبود. می دونید، صدای طوطی بود. این هم فرایدیه که برای نجات زندگیش به سمت نهر کوچیکی می دوه. آهای! هی!»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.