سردسته ها
The Cubs and Other Stories
نویسنده کتاب
ماریو وارگاس یوسا
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
آرش سرکوهی
ویژگی های سردسته ها
| کد کتاب : | 3205 |
|
مترجم : |
آرش سرکوهی |
|
شابک : |
9789643625658 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
115 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2011 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
7 |
|
: |
— |
98,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سردسته ها
معرفی سردسته ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تمرکز اصلی بارگاس یوسا در این مجموعه بر زندگی پسرانی جوان در پرو است که ماجراهای زندگی شان در مکان های متفاوتی چون زمین فوتبال، زمین رقص و گوشه و کنارهای خیابان های مختلف به وقوع می پیوندد. به عنوان مثال، یکی از داستان های این مجموعه به دوران پرفراز و نشیب کودکی و نوجوانی پسری به نام پی. پی. و دوستانش می پردازد و با ارائه ی سبکی مبتکرانه در روایت، به عنوان اثری به یاد ماندنی در ذهن مخاطب ثبت می شود. کتاب تازه کارها، اثری صادقانه و درخشان از یکی از بزرگترین ترین نویسندگان معاصر است.
تحریرهایی موجز از کتاب سردسته ها
True to the Latin American culture, brimming with passion.
وفادار به فرهنگ آمریکای لاتین و سرشار از احساس.
WHSmith
Interesting chiefly for its cascading, breathless style.
این اثر در درجه ی اول به خاطر سبک نگارش روان و سریع خود، جالب توجه است.
Kirkus Reviews
Written in a very interesting style.
نوشته شده با یک سبک نگارش بسیار جذاب.
Library Thing
خلاصه های کوتاه از کتاب سردسته ها
از آن درس خوان ها بود. (اما با تملق میانه ای نداشت) در هفتۀ اول پنجم شد، اما بعد همیشه اول می شد تا آن اتفاق افتاد. بعد شروع کرد به گند زدن و نمرۀ بد گرفتن. برادر لئونیکو می گفت چهارده اینکای نامدار و او نام شان را پشت هم ردیف می کرد، ده فرمان، سه قطعه از سرود مذهبی ماریست، شعر «پرچم من» سرودۀ لوپز آلبوخار یک نفس همه را می گفت. لالو گفت: این سلار عجب بچۀ زرنگیه و برادر، حافظۀ عالی ای هم داره، و خطاب به ما: شما شیطون ها هم بهتره از اون یاد بگیرید.
در آن سال آن ها هم چنان شلوار کوتاه می پوشیدند و ما هنوز سیگاری نشده بودیم. آن ها ساکر را به همۀ بازی ها ترجیح می دادند و ما موج سواری یاد می گرفتیم و شیرجه از دایو بلند کلوپ تراس ها. و آن ها شیطان بودند، با گونه های نرم و کنجکاو و بسیار چابک و خوش اشتها. در همان سالی که سلار در آکادمی شامپانیات ثبت نام کرد.
برادر لئونیکو، راست است که قرار است یک شاگرد جدید بیاید؟ در کلاس سوم آ، نه برادر؟ برادر لئونیکو موهایی را که روی پیشانی اش ریخته بود کنار زد: بله، حالا بهتر است سکوت را رعایت کنید. یک روز صبح در ساعت بازرسی، درحالی که دست پدرش را گرفته بود، آمد و برادر لئونیکو او را برد سر صف، چون قدش حتی از روخاس هم کوتاه تر بود، و بعد او را ته کلاس سر یک میز خالی نزدیک ما نشاند. اسمت چیه جوان؟ سلار. و اسم تو؟ چوتو. و تو؟ چینگلو. و تو؟ مانی. و تو. لالو. ساکن میافلورس؟ بله، از یک ماه پیش، قبلا در سنت آنتونیو زندگی می کردم ولی حالا خانه مان در ماریسکا کاستیاست، نزدیک سینما کلینا.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.