سرانجام شری
The Last of Chéri
نویسنده کتاب
سیدونی گابریل کولت
ناشر کتاب
انتشارات نیلوفر
مترجم کتاب
شیرین تعاونی
ویژگی های سرانجام شری
| کد کتاب : | 1143 |
|
مترجم : |
شیرین تعاونی |
|
شابک : |
978-965-1177-09-5 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
144 |
|
سال انتشار شمسی : |
1369 |
|
سال انتشار میلادی : |
1926 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
: |
— |
65,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سرانجام شری
معرفی سرانجام شری
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
شری پس از خدمت در ارتش در طول جنگ، در حالی به پاریس بازمی گردد که خاطرات شیرینش از گذشته و دوران جوانی رهایش نمی کنند. او پس از جنگ درمی یابد که آغاز کردن یک زندگی جدید در کنار همسر و دوستانش برایش غیرممکن شده است. همزمان با رو به زوال گذاشتن زیبایی ظاهری و شأن و آبروی شری، زندگی این شخصیت به خاطر تلاش هایش برای به دست آوردن دوباره ی خوشی ها و آرامش دوران جوانی، وارد بحرانی سخت می شود. سیدونی گابریل کولت در زمانی که شری و لئا با یکدیگر و تغییرات تحمیل شده بر زندگی و ظاهرشان در طول یک دهه مواجه می شوند، داستانی شگفت انگیز را خلق می کند که نشان دهنده ی استعداد کم نظیر این نویسنده در به تصویر کشیدن احساسات و افکار انسان هاست.
تحریرهایی موجز از کتاب سرانجام شری
A classic story of a love affair.
داستانی کلاسیک درباره ی رابطه ای عاشقانه.
Barnes & Noble
Colette’s masterpiece.
شاهکار کولت.
New Republic
Dramatic and moving.
جالب توجه و تکان دهنده.
New York Times
خلاصه های کوتاه از کتاب سرانجام شری
قدم زنان تا جنگل پیش رفت. گرد و غبار روز، آویخته در آسمانی رنگ پریده، از تلألو ستاره ها می کاست. شری متوجه صدای پای دیگری شد که گام به گام، قدم های او را پژواک می کرد. برجای ایستاد و منتظر ماند تا او برسد؛ دوست نداشت کسی پشت سرش راه برود.
شری خودش را در مبلی رها کرد و چیزی نگفت. اجزای سیمایش در تأثرناپذیرترین و در عین حال زیباترین قالب خود فرو رفته بود. نارضایتی ملایمی بر پیشانیش سایه می انداخت. این نارضایتی را هم دور چشمانش می شد دید ( که با فرا رسیدن سی سالگی آرام آرام حلقه می بست ) و هم روی لبانش، که نه تنها هیچ وقت برهم نمی فشرد، بلکه همیشه مثل موقع خواب اندکی از هم باز می گذاشت.
برای این که نمی خورم! اگر مجبورم کنی که بیشتر توضیح بدهم ممکن است بی ملاحظه و شاید هم خشن بشوم. بعد تو شروع می کنی به اشک ریختن و به قول معروف پیراهنت از «فرط اندوه» سر می خورد به روی زمین… و متأسفانه کوچکترین تأثیری در من نخواهد داشت.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.