سایه های شب
La Bête humaine
نویسنده کتاب
امیل زولا
ناشر کتاب
انتشارات نگاه
مترجم کتاب
علی اکبر معصوم بیگی
ویژگی های سایه های شب
| کد کتاب : | 2589 |
|
مترجم : |
علی اکبر معصوم بیگی |
|
شابک : |
9789643519896 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
484 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
1890 |
|
نوع جلد : |
جلد سخت |
|
سری چاپ : |
5 |
|
: |
27 آبان |
455,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی سایه های شب
معرفی سایه های شب
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
شخصیت های اصلی روبو ، جانشین مسئول ایستگاه ، همسرش سروین و ژاک لانتیر هستند. لانتیه یک لکوموتیو ران است و همچنین پیوندی خانوادگی با بقیه ی جلد های مجموعه ی روگون- ماکار دارد. وی فرزند گروایز، برادر ایتین لانتیه (ژرمینال) و کلود لانتیه ، و برادر ناتنی فردی با نام مستعار نانا لانتیه است. لانتیه جنونی ارثی دارد و چندین بار در زندگی خود خواسته است زنان را به قتل برساند. در ابتدای داستان او راننده ی لکوموتیوی است که با کلوموتیوش رابطه ی عاطفی و حتی جنسی برقرار کرده است.
داستان از اینجا شروع می شود که روبو به صورت اتفاقی به سورین شک می کند که چند سال قبل با یکی از مدیران شرکت راه آهن ارتباط داشته است. کسی که به عنوان پشتیبان روبو بود و به روبو کمک کرده بود شغل خود را بدست آورد.. او سورین را مجبور به اعتراف می کند و مجبورش می کند نامه ای به آن مرد بنویسد و از او بخواهد سوار قطاری خاص بشود این همان قطاری است که روبو و سورین نیز قرار است سوار آن شوند.
تحریرهایی موجز از کتاب سایه های شب
روبو به درون اتاق آمد و نان یک لیوری، پاته و بطری شراب سفید را روی میز گذاشت. اما آن روز صبح ننه ویکتوار پیش از رفتن به سر کار خود گویا چنان با بی مبالاتی آتش را در اجاق کپی کرده بود که گرما رو به سردی گذاشته بود. این بود که معاون رئیس ایستگاه پنجره را گشود و به بیرون خم شد.
این آخرین خانه در سمت راست راسته ی بن بستر آمستردام بود؛ ساختمان بلندی بود که کمپانی راه آهن غرب برای اقامت برخی از مستخدمان خود از آن استفاده می کرد. چشم انداز پنجره ی طبقه ی پنجم در کنج بام شیروانی دو شیبه به ایستگاه گشوده می شد، و ایستگاه خندق وسیعی بود که در ناحیه ی اروپا ساخته شده بود و به چیزی می ماند که دور از چشم به ناگهان گسترش یافته باشد، و این حالت آن بعد از ظهر را با آن آسمان خاکستری نیمه ی فوریه، خاکستری مه آلود و گرمی که آفتاب از صافی آن می گذشت، چشمگیرتر جلوه می داد.
رو به رو ، ساختمان های کوچه ی ژم در این آفتاب بخارآلود مه گرفته می نمود و گویی در هوا محو می شد. در سمت چپ بام های عظیمی دهان می گشودند که با شیشه های دود گرفته ی خود ایستگاه را فرا می گرفتند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.