رفاقت به سبک تانک
Tank style friendship
نویسنده کتاب
داوود امیریان
ناشر کتاب
انتشارات سوره مهر
مترجم کتاب
ویژگی های رفاقت به سبک تانک
| کد کتاب : | 11735 |
|
شابک : |
9789644717826 |
|
قطع : |
وزیری |
|
تعداد صفحه : |
112 |
|
سال انتشار شمسی : |
1400 |
|
سال انتشار میلادی : |
2002 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
53 |
|
: |
8 آبان |
85,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی رفاقت به سبک تانک
معرفی رفاقت به سبک تانک
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
آنچه مخاطب از خواندن “رفاقت به سبک تانک” به قلم “داوود امیریان” در می یابد این است که آدم های قصه، به نوعی مکمل هم هستند و با وجود این که پراکنده به نظر می رسند، اما همگی به سمت ابعاد مشترکی سوق دارند. آرمان و هدف مشترک، عقاید مشابه و اشتراک در انگیزه برای مبارزه و دفاع، شرایط و موقعیتی که از نظر زمانی و مکانی در آن قرار گرفته اند، سبب شده که این آدم ها، جلوه های متفاوتی را در حالات هماهنگ روحی و روانی به نمایش بگذارند.
“داوود امیریان” سوی دیگر اضظراب ها و بحران های میدان جنگ را در نقاطی که رزمندگان احساس امنیت نسبی می کنند به تصویر می کشد و شوخی های جالب و خنده دار آن ها را در قالب داستان های طنزآمیز و جذاب بیان می کند. کتاب هم از نظر شروع و هم پایان، از امتیاز خوبی برخوردار است.
تحریرهایی موجز از کتاب رفاقت به سبک تانک
از اونجا که به زبان عربی مسلط بود با سلاح دوربین دار مخصوصش چند ده متری خط عراقی ها کمین کرده بود و شده بود عذاب عراقی ها…..بار اول بلند شد و فریاد زد:« ماجد کیه؟» یکی از عراقی ها که اسمش ماجد بود سرش را از پس خاکریز آورد بالا و گفت: « منم!»
ترق!
ماجد کله پا شد و قبض جناب عزراییل را امضا کرد! دفعه بعد فریاد زد:« یاسر کجایی؟» و یاسر هم به دست بوسی مالک دوزخ شتافت! چند بار این کار را کرد تا این که به رگ غیرت یکی از عراقی ها به نام جاسم برخورد. فکری کرد و بعد با خوشحالی بشکن زد و سلاح دوربین داری پیدا کرد و فریاد زد:« حسین اسم کیه؟» و نشانه رفت. اما خبری نشد. با دلخوری از خاکریز سرخورد پایین. یک هو صدایی بلند شد:« کی با حسین کار داشت؟» جاسم با خوشحالی، هول و ولا کنان رفت بالای خاکریز و گفت:« من!»
ترق!
جاسم با یک خال هندی بین دو ابرو خودش را در آن دنیا دید!

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.