دفتر بزرگ
سه گانه ی دوقلوها (جلد اول)
The Notebook Trilogy
نویسنده کتاب
آگوتا کریستف
ناشر کتاب
انتشارات مروارید
مترجم کتاب
اصغر نوری
ویژگی های دفتر بزرگ
| کد کتاب : | 419 |
|
مترجم : |
اصغر نوری |
|
شابک : |
978-964-191-163-0 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
200 |
|
سال انتشار شمسی : |
1403 |
|
سال انتشار میلادی : |
1986 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
20 |
|
: |
24 خرداد |
155,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دفتر بزرگ
معرفی دفتر بزرگ
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب دفتر بزرگ
Stark and haunting.
بی نقص و به یاد ماندنی.
San Francisco Chronicle
A vision of considerable depth and complexity, a powerful portrait of the nobility.
تخیلی ژرف و پیچیده، تصویری قدرتمند از نجابت و اصالت.
Christian Science Monitor
This book shows the perversity of the human heart.
این کتاب، نشان دهنده ی کژی های قلب آدمی است.
Sydney Review of Books
خلاصه های کوتاه از کتاب دفتر بزرگ
امروز یک نامه دریافت کردم یک نامه ی رسمی. آنجاست، روی میزم می توانید بخوانیدش. نامه اعاده حیثیت توماس است، نامه بی گناهی اش. هیچ وقت شک نداشتم که او بی گناه است. آن ها برایم نوشته اند: شوهرتان بی گناه بود، او را اشتباهی کشتیم. ما آدم های زیادی را اشتباهی کشته ایم، اما حالا همه چیز سر و سامان گرفته است، ما پوزش می خواهیم و قول می دهیم که دیگر چنین اشتباه هایی تکرار نشود. آن ها می کشند و اعاده حیثیت می کنند. آن ها معذرت می خواهند ولی توماس مرده! می توانند دوباره او را زنده کنند؟ می توانند آن شبی را پاک کنند که همه موهام سفید شد، شبی که دیوانه شدم؟
ما را نمی بینند. بیست دقیقه وقت هست. پدر را با دو تخته فرار می دهیم. خودمان با شکم روی زمین دراز می کشیم و انگشت در گوشمان می کنیم و دهانمان را برای انفجار احتمالی باز می کنیم. انفجار رخ می دهد. یکی از ما با دو تخته و پارچه جواهرات به سراغ پدر روی مانع دوم می رود. پا جای پدر می گذارد و از روی جنازه او رد می شود و با دو تخته خود را به آن طرف مرز می کشاند. دومی به خانه مادربزرگ برمی گردد. بله، راهی برای گذشتن از مرز وجود دارد: راهش این است که جلوتر از خودت کس دیگری را از آن بگذران.
در جوابش می گویم که من تلاش می کنم قصه های واقعی بنویسم ولی، یک دفعه قصه به خاطر همان واقعی بودنش غیرقابل تحمل می شود، از این رو مجبور می شوم عوضش کنم. به او می گویم که من تلاش می کنم قصه ی زندگی ام را تعریف کنم. ولی نمی توانم، جرأتش را ندارم. خیلی عذابم می دهد. آن وقت همه چیز را خوشگل می کنم و اتفاق ها را نه آن طور که افتاده اند بلکه جوری تعریف می کنم که دلم می خواست بیفتند. می گوید: بله زندگی هایی هست که از غمگین ترین کتاب ها هم غم انگیزترند.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.