دختر کابوس ها
آنای خونین (جلد دوم)
Girl of Nightmares
نویسنده کتاب
کندارا بلیک
ناشر کتاب
انتشارات باژ
مترجم کتاب
محمدصالح نورانی زاده
ویژگی های دختر کابوس ها
| کد کتاب : | 124290 |
|
مترجم : |
محمدصالح نورانی زاده |
|
شابک : |
978-6222193164 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
288 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2012 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
28 مهر |
394,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی دختر کابوس ها
معرفی دختر کابوس ها
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
ماه ها از زمانی که روح آنا کورلوف دری به جهنم در زیرزمین خود باز کرد و در آن ناپدید شد می گذرد، اما شکارچی ارواح کاس لووود نمی تواند ادامه دهد.
دوستانش به او یادآوری می کنند که آنا خودش را فدا کرد تا کاس بتواند زنده بماند – نیمه مرده راه نرود. او می داند که حق با آنهاست، اما از نظر کاس، هیچ دختر زنده ای که او ملاقات می کند نمی تواند با دختر مرده ای که عاشقش شده بود مقایسه کند.
حالا او آنا را همه جا می بیند: گاهی وقتی خواب است و گاهی در کابوس های بیداری. اما یک چیزی خیلی اشتباه است… اینها فقط رویاهای روزانه نیستند. به نظر می رسد آنا شکنجه شده است، هر بار که ظاهر می شود به روش های جدید و وحشتناک تر از هم جدا می شود.
کاس نمیداند وقتی آنا در جهنم ناپدید شد چه اتفاقی برای آنا افتاد، اما میداند که او لیاقت هر اتفاقی را که اکنون برایش میافتد ندارد. آنا بیش از یک بار کاس را نجات داد و وقت آن رسیده که او لطف کند.
تحریرهایی موجز از کتاب دختر کابوس ها
Cinematic and compelling.
سینماتیک و جذاب.
Booklist
Abundantly original, marvelously inventive and enormous fun, this can stand alongside the best horror fiction out there. We demand sequels.
بسیار اصیل، شگفت انگیز مبتکرانه و سرگرم کننده، این می تواند در کنار بهترین داستان های ترسناک موجود باشد.
Kirkus Reviews
خلاصه های کوتاه از کتاب دختر کابوس ها
«آنا گوش کن. می خوام برت گردونم به همین دنیا. می خوام راهی پیدا کنم که تورو برگردونم خونه. متوجه می شی؟»
سرش به سمت راست چرخید. مثل طعمه ای که از ترس گرگ خودش را جمع کند، بی تحرک ایستاد. به طور غریزی آرام ایستادم و بالا و پایین رفتن سریع استخوان های قفسه ی سینه اش را نگاه می کردم. بعد از چند ثانیه ی طولانی، آرام شد.
گفت: «تو باید بری. اون منو اینجا پیدا می کنه. اون صدات رو می شنوه.»
پرسیدم: «کی؟ کی تو رو پیدا می کنه؟»
انگار سوالم را نشنیده باشد، ادامه داد: «اون همیشه منو پیدا می کنه. بعدش هم من رو می سوزونه. زخمی می کنه. می کشه. اینجا نمی تونم باهاش بجنگم. نمی تونم برنده بشم.»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.