خیرالنساء

Kheyr-alnesa

نویسنده کتاب

قاسم هاشمی نژاد

ناشر کتاب

انتشارات هرمس

مترجم کتاب

ویژگی های خیرالنساء
















کد کتاب : 19117

شابک
:

978-9643639075

قطع
:

پالتویی

تعداد صفحه
:

71

سال انتشار شمسی
:

1402

سال انتشار میلادی
:

1995

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

6


:

64,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی خیرالنساء

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

“خیرالنساء” به قلم “قاسم هاشمی نژاد” داستانی است بلند از این نویسنده ی فقید که نوشتارهای برآمده از قلم او در زمره ی بهترین آثار ادبیات فارسی معاصر قرار می گیرد. این اثر که بعد از سال ها تجدید چاپ شده، قصه ای است از سرگذشت مادربزرگ او که “خیرالنساء” نام دارد و “قاسم هاشمی نژاد” به شیواترین شکل ممکن، این داستان دلنشین عارفانه را از زندگی “خیرالنساء” به رشته ی تحریر در آورده است. سبک روایت اثر از رمز و رازی منحصر به فرد برخوردار است و نثر آن افسون کننده و زیباست.
“خیرالنساء” که یک زن روستایی است، در روزی که بر اساس سنت دیرینه ی مردم طبرستان روز مارمه نام دارد، در حالتی که میان خواب و رویاست، پسرکی سپیدپوش را می بیند. پسرک در این احوال وهم آلود به او کتابی می دهد و بعد از این دردی در گیجگاه “خیرالنساء” جا می گیرد. این درد در سر، به دستان او خاصیت شفابخشی می دهد و از آن به بعد “خیرالنساء” با ترکیبی از علم غیب و طب سنتی، بیماران مختلفی را مداوا می کند.
اما عمر طولانی “خیرالنساء” او را به روزهایی می رساند که نوگرایی و منسوخ شدن آداب سنتی، سبب می شود تا “خیرالنساء” از طبابت منع شود. پسرکی که یک روز جلد تیماج به دست آمده بود، باز بر می گردد و این بار آن را با خود می برد. بردن همانا و پریدن درد از سر “خیرالنساء”همانا. درد اما درد دانش و درد زندگی بود و این چنین قصه ی “خیرالنساء” به سر آمد.
“قاسم هاشمی نژاد” موفق شده در این اثر فضایی رازگونه و مبهم بیافریند که حالت های عرفانی این زن حکیم، در آن به خوبی جلوه کند.

تحریرهایی موجز از کتاب خیرالنساء

به خواب پیری دید نورانی. دلْ دلْ کنان قدم پیش گذاشت و پا – بی اختیار- پس کشید. آبگیری میان او و پیر فاصله می داد، کران تا کران روشن از نورش. غصه اش شد. ماهیان گویا دعوتش به آب می نمودند، خوشه های نور در دهن.
پیر پانهاده بر گرده ی دو ماهی آب می برید، می آمد، تا این سوی کرانه. خیرالنساء پیش پای پیر لب آب زانو زد. دامنش گرفت و بی طاقت از غم نادانی و ناتوان گریست، زار زار. پیر مشتی آب به صورتش زد. به لبخندی نوازشگر دل قرصیش داد. انگشت اشاره میان دو چشمش کشید. دوباره سوار بر مرکب لغزانش می رفت. بدرودگوی در پی اش ماهیان بدرقه.

خلاصه های کوتاه از کتاب خیرالنساء

محصولات مرتبط با خیرالنساء

میدل مارچ

480,000 تومان

گذری به هند

290,000 تومان

یک بعلاوه یک

259,000 تومان
نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خیرالنساء”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما