تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
Everything I Never Told You
نویسنده کتاب
سلست اینگ
ناشر کتاب
انتشارات کتاب کوله پشتی
مترجم کتاب
مرضیه خسروی
ویژگی های تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
| کد کتاب : | 61 |
|
مترجم : |
مرضیه خسروی |
|
شابک : |
978-600-7642-66-5 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
288 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2014 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
18 |
|
: |
19 شهریور |
197,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
معرفی تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
رمان تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم، داستانی بسیار تکان دهنده از اسرار، حسرت ها، نقطه ی عطفی گیرا و تصویری دقیق از زندگی خانوادگی است و از کشمکش و تقلای همیشگی مادران، دختران، پدران و پسران به منظور درک یکدیگر، پرده برمی دارد.
تحریرهایی موجز از کتاب تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
Excellent…an accomplished debut… heart-wrenching.
ممتاز… شروعی موفقیت آمیز… تأثیرگذار.
Los Angeles Times
Wonderfully moving…Emotionally precise…A beautifully crafted study of dysfunction and grief.
با تأثیری شگرف… دقیق و سنجیده از نظر احساسی… پژوهشی منسجم از ناتوانی و اندوه.
Boston Globe
Tantalizingly thrilling, Ng’s debut novel captures the tension between cultures and generations.
بسیار شوکه کننده، رمان اول ان جی، تنش بین فرهنگ ها و نسل ها را به تصویر می کشد.
Booklist
خلاصه های کوتاه از کتاب تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
می ترسید با اعتراف به این چیزها ماریلین او را به همان شکلی ببیند که خودش تمام عمر خود را به آن شکل دیده بود: رانده شده ای نحیف و لاغر، کسی که غذای پس مانده خورده، کسی که درسش را می خوانده و تمام هم و غمش قبولی در امتحانات بوده؛ یک دغل کار، از این می ترسید که ماریلین دیگر حاضر به دیدنش نباشد.
می دانم از زندگی فعلی ام راضی نیستم. همیشه توی ذهنم زندگی ای بسیار متفاوت از چیزی که حالا هست را تصور می کردم. ماریلین نفسی عمیق و بریده بریده کشید. سال هاست این احساسات را درون خودم نگه داشته ام، اکنون و بعد از آن که بار دیگر به خانه ی مادرم رفتم، به او فکر می کنم و می دانم که دیگر نمی توانم نسبت به علایقم بی تفاوت باشم. می دانم که بدون من زندگی خوبی خواهی داشت. مکثی کرد و سعی کرد خودش را قانع کند که این حرف درست است. امیدوارم بتوانی علت رفتنم را درک کنی. امیدوارم بتوانی مرا ببخشی.
ماریلین بینی اش را توی موهای لیدیا فرو کرد و این قول را به خودش داد؛ این که هرگز به او نگوید قوز نکن، شوهر پیدا کن، خانه داری کن. این که هیچ وقت به او پیشنهاد کارها، زندگی و یا دنیایی که خودش در نظر ندارد، را ندهد. هرگز نگذارد با شنیدن کلمه ی پزشک، یک مرد در ذهنش مجسم شود. این که باقی عمرش لیدیا را تشویق کند تا کاری که پیش از آنچه مادرش انجام می داده، انجام دهد.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.