تا شهادت
Ta Shahadat
نویسنده کتاب
گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
ناشر کتاب
انتشارات ابراهیم هادی
مترجم کتاب
ویژگی های تا شهادت
| کد کتاب : | 78886 |
|
شابک : |
978-6007841150 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
184 |
|
سال انتشار شمسی : |
1394 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
— |
25,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی تا شهادت
معرفی تا شهادت
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب تا شهادت
محمدصادق در خانواده ای مرفه و شلوغ در مشهد به دنیا آمد. بچهٔ سوم خانواده بود، با قدی بلند و هیکلی ورزیده و هوشی سرشار.
منتها از همان نوجوانی آدم ناسازگاری شد. درس نخواند، پی کار و مهارتی نرفت. تا 25 سالگی، عمرش به رفیق بازی، دعوا، درگیری، زد و خورد و زندان گذشت!
هر روز هم یک جای بدنش را خالکوبی می کرد. زندگی او در لجنزاری که برای خودش درست کرده بود ادامه داشت و ما را عذاب می داد.
یکی از عادت های محمد این بود که همیشه یک تیزی به مچ پایش می بست و یک پنجه بوکس بالای آرنجش داشت.
از آنجا که قد و قواره درشتی داشت و مشت زن هم بود، نقش مهمی در دعواهای گروهی داشت.
حالا حساب کنید خانوادهٔ ما از دست کارهای او چقدر در عذاب بود. آن سال ها منزل پدری مان احمدآباد مشهد بود، ولی پاتوق محمد که به ممدسیاه معروف بود، کوهسنگی و طبرسی و قهوه خانه عرب بود.
البته مثل اغلب گنده لات های قدیم، از یک مرامی هم پیروی می کرد؛ مثلا، اهل دعوای تک به تک نبود و معمولا در مشکلات شخصی گذشت می کرد.
مطلب دیگر اینکه روی ناموس محل حساس بود، اعتقاد داشت ناموس محل، ناموس من است.
یادم هست در جریان اعتراضات مردمی انقلاب اسلامی، مردم ریختند و کلانتری کوهسنگی را به آتش کشیدند.
محمد ایستاده بود و می خندید و می گفت: «خدا رو شکر! هفتاد هشتاد تا از پرونده هام سوخت!»

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.