به پیانیست شلیک کن
Shoot the Piano Player
نویسنده کتاب
دیوید گودیس
ناشر کتاب
انتشارات کتاب کنج
مترجم کتاب
محمود گودرزی (1356)
ویژگی های به پیانیست شلیک کن
| کد کتاب : | 132431 |
|
مترجم : |
محمود گودرزی (1356) |
|
شابک : |
978-6229868379 |
|
قطع : |
پالتویی |
|
تعداد صفحه : |
262 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1956 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
1 |
|
: |
3 آبان |
290,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی به پیانیست شلیک کن
معرفی به پیانیست شلیک کن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان رمان روایتگر زندگی ادی، یک پیانیست تنها و منزوی در یک بار محقر در فیلادلفیاست. زندگی ساکن و یکنواخت ادی با آمدن برادرش ترلی که از دست گروهی گانگستر فراری است، دستخوش تحولات پرماجرایی میشود. ادی ناگهان خود را درگیر دنیای خشونتبار و جنایی میبیند که تراژدی هولناکی را برایش رقم میزند. نکتهی بارز این رمان، توصیفات تلخ و سیاه گودیس از زندگی انسانهای حاشیهای، زخمخورده و طرد شده جامعه هستند که در چنگال تنهایی، خشونت و فقر گرفتار شدهاند. محیطهای آلوده به جرم و جنایت، آدمهایی که راه غلطی در زندگی برگزیدهاند و اکنون دست از پا درازتر گرفتار عواقب آن هستند.
گودیس با زبانی روان و درعینحال لحنی گزنده، از دنیای تاریک اراذل و اوباش و گانگسترها مینویسد و آن را با حس انسانی مشترک همهی آدمها برای رهایی از تنهایی و یافتن جایگاهی در جامعه پیوند میزند. او درواقع بهجای محکومکردن از روی قصاوت این افراد، سعی در درک وضعیت آنها دارد. دیوید گودیس که در سال 1967 درگذشت، یکی از چهرههای شاخص ادبیات نوآر آمریکا بود. او در کتاب «به پیانیست شلیک کن» زندگی آدم های فراموششده، محروم و گرفتار در دام خشونت و جنایت را به تصویر کشید و از این جهت، نوآر را از قالب صرف ژانر جنایی به سطحی فلسفی هم ارتقا داد.
در مجموع کتاب «به پیانیست شلیک کن»، یک اثر تراژیک و کلاسیک از دنیای سیاه و رازآلود نوآر است که نویسنده با مهارت در توصیف محیطها و شخصیتپردازی، آن را به یک شاهکار در ژانر جنایی تبدیل کرده است.
تحریرهایی موجز از کتاب به پیانیست شلیک کن
با دقت به تاریکی نگاه کرد تا نشانی از آن تابلوی روشن بیابد. با خودش گفت: باید خودت را برسانی به ادی، پیش از این که دستشان به تو برسد. کاش هوا این قدر سرد و تاریک نبود، امشب شبی نیست که آدم پیاده بگردد به خصوص وقتی داری از بیوکی پر سرعت فرار میکنی که سرنشینهاش دو تا حرفهایاند. به پایین خیابان نگاه کرد. کلبهی هریت آنجا، انتهای خیابان بود. در را باز کرد و وارد شد. دنبال پیانو بود. صدای موسیقی را میشنید، اما خود ساز را نمیدید. تلوتلو خوران از کنار میزها گذشت، در مسیر موسیقی پیانو جلو رفت. رفت پشت سر نوازنده و گفت: سلام، ادی. نوازنده جوابی نداد، حتا شانهاش را تکان نداد، مرد حالا با صدایی بلندتر گفت، ادی. ادی، منم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.