بعد زلزله
(شش داستان)
After the Quake
نویسنده کتاب
هاروکی موراکامی
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
بهرنگ رجبی
ویژگی های بعد زلزله
| کد کتاب : | 2877 |
|
مترجم : |
بهرنگ رجبی |
|
شابک : |
9789643624958 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
168 |
|
سال انتشار شمسی : |
1401 |
|
سال انتشار میلادی : |
2000 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
10 |
|
: |
5 آبان |
72,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی بعد زلزله
معرفی بعد زلزله
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان های موراکامی در این مجموعه ی مسحورکننده در زمان زلزله ی فاجعه بار شهر کوبه در سال 1995 اتفاق می افتند، زمانی که مردم ژاپن به شکلی بی رحمانه از شکنندگی زندگی خود آگاه شدند. اما تحولاتی که شخصیت های موراکامی درگیرش می شوند، بسیار ژرف تر و اسرارآمیزتر از این حرف ها هستند و سرچشمه ی آن ها، دنیایی عجیب و غیرمعمول است. در داستان های این مجموعه، مردی که طوری رشد یافته بود تا خود را پسر خدا بداند، به دنبال غریبه ای می رود که ممکن است پدرش باشد و فردی با قورباغه ای بزرگ و سخنگو ملاقات می کند که از او برای نجات توکیو از ویرانی کمک می خواهد. داستان های به یاد ماندنی و رویاگونه ی این مجموعه، مُهر تأییدی دوباره بر این موضوع هستند که موراکامی، یکی از خلاق ترین نویسندگان عصر حاضر است.
تحریرهایی موجز از کتاب بعد زلزله
One of the great Japanese exports.
یکی از صادرات برتر ژاپن.
Details
Unexpectedly powerful. . . . Moving.
به شکل غیرمنتظره ای قدرتمند… تکان دهنده.
New York Times Book Review
Both mysterious and somehow quite familiar.
هم اسرارآمیز و هم به گونه ای کاملا آشنا.
San Francisco Chronicle
خلاصه های کوتاه از کتاب بعد زلزله
جونکو گفت: «من دارم می رم دم ساحل آتیش بازی.» کایسوکی با اخم پرسید: «باز هم میاکی؟ شوخیت گرفته؟ می دونی که، فوریه ست. ساعت هم دوازده شبه. الان می خواین برین آتیش درست کنین؟» «مشکلی نیست. تو نمی خواد بیای. من خودم می رم.» کایسوکی آهی کشید؛ «نه، می آم. یه دقیقه وقت بده لباس عوض کنم.»
آمپلی فایرش را خاموش کرد، روی زیرشلواری اش شلوار پوشید، پولیور، و رویش ژاکتی کرک دار که زیپش را تا دم چانه داد بالا. جونکو روسری ای پیچید دور گردنش و کلاهی بافتنی هم سرش گذاشت. وقتی داشتند می رفتند سمت ساحل کایسوکی گفت: «دیوونه این شماها، چی تو آتیش درست کردن هست که این قدر باهاش کیف می کنین؟»
مشکل اینه که هرگز به من چیزی ندادی. یا دقیقتر بگم چیزی در درونت نیست که بتونی به من بدی.
دلیل نداره چیزی رو که با چشمت می بینی، واقعی باشه.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.