اگنس گری
Agnes Grey
نویسنده کتاب
آن برونته
ناشر کتاب
انتشارات نشر نی
مترجم کتاب
رضا رضایی
ویژگی های اگنس گری
| کد کتاب : | 15663 |
|
مترجم : |
رضا رضایی |
|
شابک : |
978-9641852773 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
260 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1847 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
11 |
|
: |
8 آبان |
160,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی اگنس گری
معرفی اگنس گری
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
اگنس گری کوچکترین دختر یک کشیش است. وقتی خانواده در شرایط سختی قرار می گیرد ، او اصرار دارد که به عنوان یک معلم سرخانه کار کند تا به خانواده اش کمک کند و به آن ها ثابت کند که دیگر بچه نیست. اما روح ایده آلیستی او در اولین موقعیتش نزد خانواده ی بلومفیلد و فرزندان لوس و خرابکارشان آزمایش می شود. پس از این او برای خانواده ی موری که به مراتب ثروتمندترند کار می کند ، جایی که دختر موذی خانواده تهدید می کند تنها نقطه روشن زندگی اگنس را به خطر بیاندازد: ادوارد وستون.
تحریرهایی موجز از کتاب اگنس گری
The one story in English literature in which style, characters and subject are in perfect keeping.
یک داستان در ادبیات انگلیسی که سبک ، شخصیت ها و موضوعات در آن کاملا حفظ شده است.
George Moore
خلاصه های کوتاه از کتاب اگنس گری
پدرم کشیشی بود اهل شمال انگلستان و بحق مورد احترام همه کسانی که او را می شناختند. در سال های جوانی با مقرری مختصر کشیشی و ملک کوچک دنجش زندگی نسبتا راحتی داشت. مادرم، که برخلاف آرزوی دوستان و نزدیکانش زن او شده بود، دختر یک ملاّک بود و خیلی هم بادل و جرئت. به او گفته بودند که اگر زن آن کشیش بی چیز بشود باید از خیر کالسکه و خدمتکار خود بگذرد، همین طور تجملات و زرق و برق های رفاه و آسایش، که برای او دست کمی از ضروریات زندگی نداشت. اما همه این حرف هایی که به او می زدند بی فایده بود. کالسکه و خدمتکار البته مایه آسایش و راحتی بودند، اما شکر خدا مادرم دوتا پا داشت که با آن ها هر جا می خواست می رفت و دوتا هم دست که با آن ها کارهای لازم را پیش می برد. خانه مجلل با باغ و محوطه بزرگ چیزی نبود که آدم از آن بدش بیاید، ولی مادرم حاضر بود در کلبه ای کوچک با ریچارد گری زندگی کند اما در قصری بزرگ با هیچ مرد دیگر عالم زندگی نکند.
پدرش، بعد از کلی جرّ و بحث بی نتیجه، بالاخره به عاشق و معشوق گفت اگر می خواهند با هم ازدواج کنند حرفی ندارد، اما دخترش را از تمام ثروتش محروم خواهد کرد. فکر می کرد به این ترتیب آتش عشق و علاقه هر دو نفر فروکش می کند، اما اشتباه می کرد. پدرم به حدی قدر مادرم را می دانست که می فهمید او وجودش یعنی ثروت. اگر کلبه محقرش را با قدومش روشن می کرد، با کمال میل با هر شرایطی شوهرش می شد. مادرم هم حاضر بود با دست های خودش همه کارها را انجام بدهد اما از مرد محبوبش دور نباشد، مردی که سعادتش سعادت او بود و جسم و روحش با او یکی. به این ترتیب، ثروتش رفت به جیب خواهری که عاقل تر بود و با تازه به دوران رسیده ای ازدواج کرده بود که از هند برگشته بود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.