اول شخص مفرد
First Person Singular
نویسنده کتاب
هاروکی موراکامی
ناشر کتاب
انتشارات خوب
مترجم کتاب
امیر قاجارگر
ویژگی های اول شخص مفرد
| کد کتاب : | 49185 |
|
مترجم : |
امیر قاجارگر امیر مرزبان |
|
شابک : |
978-6227543308 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
158 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2021 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
8 |
|
: |
7 آذر |
79,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی اول شخص مفرد
معرفی اول شخص مفرد
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
تحریرهایی موجز از کتاب اول شخص مفرد
Murakami’s engrossing collection.
مجموعه ی جذاب «موراکامی».
Publishers Weekly
A new collection of stories from the master of the strange, enigmatic twist of plot.
مجموعه داستانی جدید از استاد پیچ و خم های عجیب و اسرارآمیز در پیرنگ.
Kirkus Reviews
Suspenseful and spellbinding, witty and wonderful.
پرتعلیق و مسحورکننده، با لطافت طبع و شگفت انگیز.
Boston Globe
خلاصه های کوتاه از کتاب اول شخص مفرد
می خواهم داستان زنی را برایتان تعریف کنم. فقط موضوع این است که درباره اش تقریبا هیچ نمی دانم؛ حتی اسمش را به یاد نمی آورم یا چهره اش را. شرط می بندم او هم مرا به خاطر نمی آورد. اولین بار که او را دیدم، دانشجوی سال دوم دانشکده بودم و حدس می زنم او هم بیست و پنج سالی داشت. هر دو، نیمه وقت در جایی کار می کردیم. بنا نبود چنان اتفاقی بیفتد، ولی یک شب را با هم گذراندیم و بعد از آن هرگز یکدیگر را ندیدیم.
نوزده سالم که بود، اصلا از احوال درونی خودم آگاه نبودم، چه برسد به احوال درونی دیگران. با وجود این احساس می کردم از عملکرد غم و شادی سر در می آورم. ولی آنچه هنوز از درکش عاجز بودم، وجود هزاران پدیده ای بود که در فاصله ی میان غم و شادی وجود داشت و این که چه رابطه ای بینشان برقرار است. بنابراین همواره مضطرب و درمانده بودم.
همه چیز برایم مثل معما بود. تنها موضوعی که به آن یقین داشتم، این بود که امروز در این مکان قرار نبود رسیتال پیانو یا هر مناسبت دیگری برگزار شود. همه کاری که می توانستم انجام دهم این بود که گل به دست، راهی خانه شوم. بی گمان مادرم می پرسید: «این گل ها برای کیست؟» و من باید پاسخی آماده می کردم. می خواستم همانجا در سطل آشغال بیندازمشان، ولی پول زیادی بابتش داده بودم؛ دست کم برای فردی مثل من پول زیادی بود.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.