نویسنده کتاب

پاتریک مودیانو

ناشر کتاب

انتشارات نشر چشمه

مترجم کتاب

حسین سلیمانی نژاد

ویژگی های افق

















کد کتاب : 383

مترجم
:


حسین سلیمانی نژاد



شابک
:

978-964-362-853-6

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

152

سال انتشار شمسی
:

1400

سال انتشار میلادی
:

2010

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

5


:

23 مرداد

43,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی افق

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

پاتریک مودیانو در این اثر که شرحی موجز و اسرارآمیز از بیست و یک سال اول زندگی اش است، توصیف می کند که چگونه در سال 1959 و در سن 14سالگی، همزمان با اجرای مادرش در تئاتر فونتن، شروع به گشت وگذار و کاوش در محله ی پیگال واقع در پاریس کرد. فضای سنگین و مالیخولیایی محله های قدیمی کارگرنشین-کافه ها، گاراژها، هتل های متروکه، باشگاه های شبانه ی مخروبه و هزارتوی رویاگونه ی بلوارها، خیابان ها، میدان ها و ایستگاه های مترو-در آثار مودیانو با پژواک هایی از دوران کودکی سخت و پرمشکل او به مخاطب معرفی می شوند. در رمان افق، شخصیت های پررمز و راز و اغلب خبیثی وارد داستان شده و بدون دلیل مشخصی از روایت داستان، ناپدید می شوند. مودیانو در رمان رمان افق، پاریسی را به تصویر کشیده که یادآور حال و هوای فیلم هایی چون «زیر بام های پاریس» اثر مارسل کارنه است.

تحریرهایی موجز از کتاب افق

A fantastic book.

کتابی شگفت انگیز.

Library Thing

A tour de force by an influential writer.

موفقیتی توسط نویسنده ای تأثیرگذار.

Book Depository

A rare combination of excellence and elegance.

تلفیقی کمیاب از زیبایی و ظرافت.

France Today

خلاصه های کوتاه از کتاب افق

در دیفن باکستراسه جلو می رفت. رگبار شروع شد، رگباری تابستانی که با راه رفتن او و پناه گرفتنش زیر درخت ها، کم و کمتر می شد. مدت ها فکر کرده بود مارگارت مرده است. دلیلی وجود ندارد، نه، دلیلی وجود ندارد. حتی در سال تولد هر دو ما، وقتی این شهر از بالا شبیه تل آوار بود، یاس ها ته باغ ها و بین ویرانه ها گل می دادند.

و مدام در این باره از خودش سوال هایی می کرد و هیچ وقت به جوابی نمی رسید. شاید این جزئیات تا ابد برایش معما باقی می ماندند. برای همین شروع کرد به تهیه ی یک فهرست و البته یافتن سرنخ ها: چیزهایی مثل یک تاریخ، یک جای خاص، یا اسمی که طرز نوشتنش یاد نبود… حدود ساعت هفت شب در خیابان اپرا قدم می زد. آیا وقت مناسبی برای قدم زدن در این محله ی نزدیک به گران بلوار و بازار بورس بود؟

برخورد اول بین دو نفر مثل زخمی سطحی است که هر دو احساسش می کنند و چرت تنهایی شان را پاره می کند.

محصولات مرتبط با افق

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “افق”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما