اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر
Asb-ha Az Kenar-e Yekdigar
نویسنده کتاب
محمود دولت آبادی
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
ویژگی های اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر
| کد کتاب : | 29304 |
|
شابک : |
978-6220106302 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
129 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
2020 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
4 |
|
: |
6 شهریور |
120,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر
معرفی اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
داستان درباره ی شخصیتی به نام کریم مروا یا کریما می باشد که به سرگردانی دچار بوده و به دنبال آدم هایی می گردد که گمان می کند سابقا آن ها را می شناخته است. این سرگردانی و شبگردی ها او را به خانه پیرمردی به نام ملک پروان می رساند. ملک پروان دو پسر دارد که یکی از آن ها گم شده و خبری از او نیست و پسر دیگر در واقع فرزند خوانده ی اوست که کریما با این پسر آشنا می شود.
اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر، چند ویژگی مهم دارد که با دیگر کتاب های دولت آبادی مشترک است. نخست عنوان به خصوص آن که همزمان ویژه و منحصر به فرد است و اطلاعات چندانی از چند و چون قصه به دست نمی دهد. دوم پردازش و جملات بسیار زیبایی است که توجه مخاطب را به خود جلب کرده و تا مدت ها در ذهن باقی می ماند. این قصه نیز نیازمند حواس جمع و توجه کامل خواننده حین مطالعه است و تمرکز زیادی برای درک شدن هرچه بهتر می طلبد.
تحریرهایی موجز از کتاب اسب ها، اسب ها از کنار یکدیگر
ملک پروان. اگر نتوانم خط و خبری از ثری برایش ببرم می میرد. و اگر ملک بمیرد، اگر دق کند نمی دانم من سروکارم به چه روزگاری بیفتد! کم کمش این است که گوروگم می شوم از این عالم اگر تو لجن جوی نفله نشوم. پس اگر راهی به گمانت می رسد کاری بکن. من خیالت را از بابت ذوالقدر راحت کردم. آن یکی دیگرم پیداش می کنم، پیداش می کنیم. گفتی اسمش چی بود؟» کریما گفت که مهم نیست؛ «نشد هم نشد!» و چندی گذشت تا بگوید « این هم زنده بودی ماست. به یکدیگر می رسیم و از کنار هم می گذریم. یادی – چیزی از خودمان در دیگری باقی می گذاریم یا باقی نمی گذاریم؛ و هر کدام به محض گذر از کنار شانه ی هم در پاشنه ی پای دیگری گم می شویم؛ چه اهمیتی دارد! مرحب جنم خوبی بود، خیلی فکری اش می شوم. نگرانم حیف شده باشد با آن بی باکی ای که داشت.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.