اتاق روشن
اندیشه هایی درباره ی عکاسی
Camera lucida : reflections on photography
نویسنده کتاب
رولان بارت
ناشر کتاب
انتشارات نشر چشمه
مترجم کتاب
ویژگی های اتاق روشن
| کد کتاب : | 4004 |
|
مترجم : |
نیلوفر معترف |
|
شابک : |
9789643620073 |
|
قطع : |
رقعی |
|
تعداد صفحه : |
144 |
|
سال انتشار شمسی : |
1402 |
|
سال انتشار میلادی : |
1980 |
|
نوع جلد : |
شومیز |
|
سری چاپ : |
15 |
|
: |
27 آبان |
120,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی اتاق روشن
معرفی اتاق روشن
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
بارت در کتاب اتاق روشن طی یک بحث عمیقا شخصی درباره تأثیر عاطفی پایدار برخی از عکس ها ، عکاسی را نمادین می داند ، که به کدهای زبان یا فرهنگ غیرقابل کاهش است و همانقدر بر روی بدن تأثیر می گذارد که بر روی ذهن. این کتاب مفاهیم دوگانه ی استودیوم و پنکتوم را توسعه می دهد: استودیوم که تفسیر فرهنگی ، زبانی و سیاسی یک عکس را نشان می دهد. و پنکتوم که نقطه ای از زخم را نشان می دهد ، و جزئیات را با رابطه مستقیمی که با ابژه یا شخص درون عکس برقرار می کند، شخصا لمس می کند.
در این کتاب قابل تامل بارت نظرش را در مورد هنرمندانی چون آودون، کلیفورد و … بیان کرده و عکاسی را خارج از کدهای زبان یا فرهنگ ارائه می دهد. عکاسی از دید بارت مدیومی است که مرگ را واقعی تر از هر مدیوم دیگر ارائه می دهد. این رویکرد پیشگامانه ، اتاق روشن را بعنوان یکی از مهمترین کتابهای نظری در زمینه ی عکاسی در کنار کتاب”درباره عکاسی” نوشته ی سوزان سونتاگ تثبیت کرد.
مجله ی نیوز ویک درباره این کتاب نوشته است:
“[بارت] در این کتاب خارق العاده چیزی دقیق تر از جدل صرف انجام داده است. بارت در مسیر رسیدن به آخرین کشف دردناک خود ، خواننده را به سفری کاملا قصیده وار و روان در قلب زندگی خود و رسانه ای که عاشق آن بوده است ، می برد ، رسانه ای که با “واقعیت حل نشدنی” وضعیت انسان معاشقه می کند. ”
تحریرهایی موجز از کتاب اتاق روشن
روزی، خیلی پیش از این، اتفاقا عکسی دیدم از ژروم ، کوچک ترین برادر ناپلئون، که در ۱۸۵۳ گرفته شده بود. با حیرتی که هنوز هم قادر به کاستنش نیستم دریافتم: “من چشمانی را می نگرم که امپراتور را نگریسته است. “گاه بر این حیرت اشارتی می کردم، اما چون به نظر می آمد نه کسی در آن سهیم است و نه حتی آن را می فهمد (زندگی سرشار از این خرده اشارت های تنهایی است) از یادش بردم. شوقم به عکاسی فرهنگی تر شد. قطعا عکاسی را در تقابل با سینما دوست داشتم، با وجود این، از تفکیک شان عاجز بودم. این مسئله مدام جدی تر می شد. مغلوب شوقی “هستی شناسانه” بودم: می خواستم به هر قیمت عکاسی را چنان که “در خود” بود، در آن ویژگی ذاتی که از تمامی دیگر تصاویر متمایزش می کرد، بفهمم.
از همان نخستین مرحله، که همان رده بندی است (در بنای هر مجموعه، از رده بندی، از انبات با نمونه ها ناگزیریم عکاسی از کف مان می گریزد. رده های گوناگونی که به آن نسبت می دهیم در حقیقت یا تجربی اند (حرفه ای ها / آماتورها) یا همبسته ی نظریه ی بیان اند ( منظره های طبیعت بی جان ها، پرتره های برهنه نگاری ها) و یا زیبایی شناسانه (واقع گرایی، تصویرگرایی)، در هر حال چیزی بیرونی نسبت به آن اند، بی هیج همبستگی با گوهرش که می توانند فقط چیز نویی باشند (اگر اصلا” باشند) همبسته ی شکل ظهورش؛ آخر این رده بندی ها می توانند به خوبی درباره ی صورت های دیگر و کهن تر تصویرگری نیز کاربرد داشته باشد. پس بهتر است بگوییم که عکاسی رده بندی پذیر نیست. از آن پس من به فکر خاستگاه این تنظم ناپذیری افتادم.

دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.