آهااای دنیا

برخی دوستی ها در دست سرنوشت است

Hello, Universe

نویسنده کتاب

ارین انترادا کلی

ناشر کتاب

انتشارات داستان جمعه

مترجم کتاب

شهلا انتظاریان

ویژگی های آهااای دنیا

















کد کتاب : 30794

مترجم
:


شهلا انتظاریان



شابک
:

978-6009832927

قطع
:

رقعی

تعداد صفحه
:

264

سال انتشار شمسی
:

1398

سال انتشار میلادی
:

2017

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

2


:

25 مهر

45,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی آهااای دنیا

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «دنیای بی کران، سلام» رمانی نوشته ی «ارین انترادا کلی» است که نخستین بار در سال 2017 چاپ شد. «ویرجیل سالیناس»، پسری یازده ساله و بسیار خجالتی است که در خانواده ی پر سر و صدای خود به حاشیه رانده شده، در مدرسه با مشکل مواجه است و می خواهد چیزی بیشتر از وقت گذراندن با حیوان خانگی اش «گالیور» و دوستش «کائوری» را در زندگی تجربه کند. همکلاسی «ویرجیل»، «والنسیا» که به خاطر اختلال شنوایی خود، دوستان زیادی در مدرسه ندارد، امیدوار است که «کائوری» به او کمک کند تا از دست کابوس هایش خلاص شود. اما در عوض، این «کائوری» است که پس از غیبت «ویرجیل» در جلسه ای از پیش تعیین شده، برای نجات او از «والنسیا» درخواست کمک می کند.

تحریرهایی موجز از کتاب آهااای دنیا

A charming novel about a serendipitous friendship.

رمانی جذاب درباره یک دوستی غیرمنتظره.

Publishers Weekly

It celebrates bravery, being different, and finding your inner hero.

نکوداشتی از شجاعت، متفاوت بودن، و یافتن قهرمان درون.

Barnes & Noble

With rich and distinctive characters.

با کاراکترهایی غنی و متمایز.

Shelf Awareness

خلاصه های کوتاه از کتاب آهااای دنیا

«ورجیل» گوشی را سر داد توی جیب لباس خوابش و به سمت صدای مامان بابا و برادرهایش راه افتاد که با هیچ صدایی اشتباه نمی شد؛ آن ها سحرخیز بودند، چون انگار تا ابد تمرین فوتبال داشتند. توی آشپزخانه، مامان و بابا آب پرتقال می خوردند و انرژیشان را تخلیه می کردند. «ورجیل» هم سعی می کرد از وسط آن همه هیجان خودش را رد کند تا شاید دستش به میوه یا تخم مرغ آبپزی چیزی برسد.

«ورجیل» جرأت نکرد چشم هایش را باز کند. کف پاهایش مثل بلوک سیمانی و ران هایش مثل کش شده بود. دهانش را هم آنقدر محکم به هم جفت کرد که فقط از راه بینی می توانست نفس بکشد! اما در واقع نفس نمی کشید؛ بیشتر نفسش را بیرون می داد. صدای نفس های تند و بی فایده اش که از بینی بیرون می زد، فضا را پر کرده بود. صدای تکان تکان ها بیشتر هم شد و فهمید که نمی تواند صدای خفاش باشد.

«ویرجیل» غرغرکنان چیزی شبیه سلام گفت. مامان و بابا و برادرهایش روی صندلی های پشت بلند، جلوی پیشخان آشپزخانه نشسته بودند. «لولا» هم پشت میز صبحانه نشسته بود و روزنامه می خواند.

محصولات مرتبط با آهااای دنیا

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آهااای دنیا”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما