کتاب پکس
Pax
نویسنده کتاب
سارا پنی پکر
ناشر کتاب
انتشارات پیدایش
مترجم کتاب
نلی محجوب
ویژگی های کتاب پکس
کد کتاب:
43549
شابک:
978-6002966483
قطع:
پالتویی
تعداد صفحه:
272
سال انتشار شمسی:
1398
سال انتشار میلادی:
2016
نوع جلد:
شومیز
سری چاپ:
1
199,000 تومان
در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ میگردد.
نحوه ارسال
بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”
دسته بندی های موضوعی کتاب پکس
معرفی کتاب پکس
به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما میتوانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.
نقد و بررسی کتاب روباهی به نام پکس
زمانی که پکس، توله روباه کوچکی بیش نبود، اعضای خانواده اش همگی کشته شدند و پسری به نام پیتر، او را از مرگ حتمی نجات داد. اکنون که آتش جنگ در حال پیشروی است، پدر پیتر قصد دارد به نیروهای نظامی بپیوندد؛ به همین خاطر، پیتر مجبور می شود برای زندگی پیش بدربزرگش برود. اما برای پیتر، چیزی که خیلی خیلی بدتر از ترک خانه است، این موضوع است که پکس اجازه ندارد او را همراهی کند. پیتر حرف پدر سختگیرش را گوش می کند و اسباب بازیِ مورد علاقه ی پکس را به درون جنگل می اندازد. زمانی که پکس به دنبال اسباب بازی می رود، پیتر و پدرش سوار ماشین می شوند و او را آن جا تنها می گذارند. اما قبل از این که حتی یک شب از این اتفاق بگذرد، احساسی عمیق از پشیمانی به سراغ پیتر می آید و او را وادار می کند که اقدامی بکند. پیتر برای بازگرداندن بهترین دوستش، بار سفر می بندد و مخفیانه از خانه خارج می شود.
درباره نویسنده کتاب سارا پنی پکر
ویژگی های کتاب روباهی به نام پکس
- جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

خلاصه هایی از کتاب روباهی به نام پکس
تازه این لحظه بود که روباه فهمید پسر دارد گریه می کند. برگشت تا صورتش را ببیند و مطمئن شود. بله! صاحبش داشت گریه می کرد… اما بی صدا. روباه می دانست که او معمولا گریه نمی کند؛ درواقع، پسر مدت ها بود که اشکی نریخته بود، اما روباه می دانست همیشه قبل از اینکه گریه اش تمام شود، انگار یک جورهایی می خواهد توجه همه را به اتفاق عجیبی که باعث جاری شدن آب از چشم هایش شده، جلب کند.
این بار هم مثل همیشه، پسر دستش را بالا برد و سرباز اسباب بازی را به داخل جنگل پرتاب کرد. روباه، با این تصور که فقط برای بازی کردن به جنگل آمده اند، خیالش راحت شد، بنابراین بدون ترس و با سرعت داخل جنگل دوید و حتی پشت سرش را هم نگاه نکرد تا صاحبانش را ببیند. شاید اگر می دید که پسر از پدرش جدا شده و با ناراحتی صورت خود را میان دست هایش پوشانده، برمی گشت.
پیتر پس از فوت مادرش، با دقت و نگرانی حواسش به رفتارهای پدرش بود. اوایل، فقط سکوت می کرد، سکوتی ترسناک. اما کم کم رفتار پدرش پر از خشم شد، او همیشه با مشت های گره کرده راه می رفت. انگار منتظر بود کسی او را عصبانی کند. پیتر یاد گرفته بود کاری نکند که باعث عصبانیت پدر شود. یاد گرفته بود که سر راهش قرار نگیرد.
دیدگاهها
پاککردن فیلترهاهیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.