چارلی و مادربزرگ ها

Charlie and the Grandmothers

نویسنده کتاب

کیتی تاول

ناشر کتاب

انتشارات پیدایش

مترجم کتاب

الهه مرادی

ویژگی های چارلی و مادربزرگ ها

















کد کتاب : 41244

مترجم
:


الهه مرادی



شابک
:

978-6222440824

قطع
:

پالتویی

تعداد صفحه
:

304

سال انتشار شمسی
:

1400

سال انتشار میلادی
:

2015

نوع جلد
:

شومیز

سری چاپ
:

1


:

28 آبان

175,000 تومان

در صورت عدم موجودی و یا تغییر قیمت این محصول، قبل از ارسال با خریدار هماهنگ می‌گردد.

نحوه ارسال

بازه ارسال: بین ۷ تا ۱۰ “روز کاری”

معرفی چارلی و مادربزرگ ها

به فروشگاه اینترنتی کتاب بوک از ما خوش آمدید! دنیایی از کتاب های متنوع و جذاب در انتظار شماست. شما می‌توانید معرفی محصول مورد نظرتان رو در ادامه بخونید.

کتاب «چارلی و مادربزرگ ها» رمانی نوشته «کیتی تاول» است که نخستین بار در سال 2015 انتشار یافت. پسری دوازده ساله به نام «چارلی» همیشه نگران است و همه چیز او را مضطرب می کند. «چارلی» تفاوت زیادی با خواهر کوچکش «جورجی» دارد، که دختری شجاع و کنجکاو است. همزمان با این که کودکان در محله آن ها یکی پس از دیگری ناپدید می شوند، مادرشان که به تازگی کمی عجیب به نظر می رسد، نگهان آن ها را به دیدن مادربزرگ هایشان می فرستد—اما «چارلی» و «جورجی» قبلا شنیده بودند که هر دو مادربزرگشان از دنیا رفته اند. واضح است که مادربزرگ ها چیزی نیستند که به نظر می رسند، اما حقیقت ماجرا چیست؟ اندکی بعد «جورجی» ناپدید می شود و وقتی «چارلی» به جست و جوی او می رود، ماجرایی ترسناک را کشف می کند. آیا «چارلی» می تواند شجاعت درونش را به کار بگیرد تا «جورجی» و سایر بچه های گمشده را از تهدیدی نجات دهد که تمام دنیا را در معرض خطر قرار داده است؟

تحریرهایی موجز از کتاب چارلی و مادربزرگ ها

With a satisfyingly creepy cast of monsters.

با هیولاهایی که به شکل جذابی ترسناک هستند.

Kirkus Reviews

A heartwarming adventure about overcoming one’s fears and the unbreakable bond between siblings.

یک ماجراجویی دلگرم کننده درباره غلبه بر ترس های خود و پیوند ناگسستنی میان خواهران و برادران.

School Library Journal

A wonderful read.

داستانی شگفت انگیز.

Hachette

خلاصه های کوتاه از کتاب چارلی و مادربزرگ ها

«چارلی» بیدار بود. اگر دست خودش بود، همیشه بیدار می ماند. شش سالی می شد که درست و حسابی نخوابیده بود. درست بعد از آن شب برفی در ماه فوریه که چرتش با صدای در خانه پاره شد؛ مردی قدبلند و غمگین با کلاهی در دست به مادرش گفت در آسیاب، حادثه ای پیش آمده و پدرشان را برای همیشه از دست داده اند.

از آن شب به بعد، هر وقت «چارلی» می خوابید، کابوس می دید و با ترس از اتفاق وحشتناک جدیدی که ممکن بود حین بسته بودن چشمانش بیفتد، از خواب می پرید. اما امشب این کابوس نبود که نمی گذاشت بخوابد؛ چیزی که الان او را آزار می داد، درست مثل گود افتادگی زیر چشمش، واقعی بود.

«چارلی» دردی را در قفسه سینه اش، جایی نزدیک قلبش، حس کرد. همراه درد، سوزش چیزی را درون چشمانش هم حس کرد. این احساس، چیزی بود که مردم وقتی می خواستند گریه کنند بهشان دست می داد. گریه کردن کاری بود که «چارلی» سال ها بود به خودش اجازه تجربه کردنش را نداده بود.

محصولات مرتبط با چارلی و مادربزرگ ها

نظرات
0 بررسی
0
0
0
0
0

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چارلی و مادربزرگ ها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات جدید در بوک از ما